خانه / اخلاق وعرفان / “دوست داشتن” بانگاهی متفاوت در بیان مرحوم میرزا اسماعیل دولابی
"دوست داشتن" بانگاهی متفاوت در بیان مرحوم میرزا اسماعیل دولابی"دوست داشتن" بانگاهی متفاوت در بیان مرحوم میرزا اسماعیل دولابی

“دوست داشتن” بانگاهی متفاوت در بیان مرحوم میرزا اسماعیل دولابی

"دوست داشتن" بانگاهی متفاوت در بیان مرحوم میرزا اسماعیل دولابی

 

 مرحوم ميرزا اسماعيل دولابي مي فرمود: مومن نظرگاه خداست، نظرگاه انبياء و اولياست. مومن،مومنين را دوست دارد. بنده و شما همديگر را مي‌بينيم شما با حسنِ ظنِّ خود، مرا نگاه مي کني. من براي شما آيينه مي‌شوم، مي‌بيني بدک آدمي نيست.

مومن نظرگاه خداست

مرحوم ميرزا اسماعيل دولابي مي فرمود: مومن نظرگاه خداست، نظرگاه انبياء و اولياست. مومن،مومنين را دوست دارد. بنده و شما همديگر را مي‌بينيم شما با حسنِ ظنِّ خود، مرا نگاه مي کني. من براي شما آيينه مي‌شوم، مي‌بيني بدک آدمي نيست. مي‌نشيني حرفش را گوش مي‌دهي. من هم اگر خدا نصيب کند و با همان ديد تميز، شما را نگاه کنم خواهم ديد که عجب مردم خوبي هستيد، پاک و پاکيزه و قشنگ. من در واقع به خود احترام گذاشته‌ام. شمايي را که مي‌بينم، آيينه خودم هستيد. شما هم که آيينه‌ات قشنگ و پاکيزه است

مومن به خودش احترام مي‌گذارد

طرفت را آن گونه مي‌بيني. مومن به خودش احترام مي‌گذارد. آيا به خودش که نور است احترام نگذارد؟ در واقع به خودت خدمت مي‌کني و احترام مي‌گذاري، مشروط به اين که از دلت باشد و صرف لفظ‌هايي نباشد که استعمال مي‌شود مثل تبارک الله و ديگر لفظ‌هايي که استعمال مي‌شود.

اهل نور به آيينه احترام مي‌گذارند


يک برادرِ با وفا و با صفا داري و با چشم پاک خودت داري او را مي‌بيني، آن برادر برايت آيينه است. شما هم براي او آيينه‌اي. اهل نور به آيينه احترام مي‌گذارند، آنها غير از حيوانات‌اند. حيوانات، گاهي به آيينه شاخ مي‌زنند. اما انسان به انسان احترام مي‌گذارد. آيا اگر آدم باوفايي ببيني به او بي‌احترامي مي‌کني؟ نمي‌کني. در حقيقت به خودت احترام مي‌کني. چشمت پاک است، او هم پاک است، به او نگاه مي‌کني و از او صفتِ خوب مي‌بيني. خودت به خودت احترام مي‌گذاري.

خدا مرحمت مي‌کند


فَمَن يَعمل مِثقالَ ذَرَّه خيراً يَرَهُ خوبي مي‌کني به خودت بر مي‌گرد. حتي وقتي دست کسي را مي‌گيري، خدا مرحمت مي‌کند و نگاه مي‌کني که به خودت خوبي کرده‌اي. وقتي او را مي‌بيني که نمي‌تواند بلند شود خودت بوده‌اي که نمي‌توانستي بلند شوي. دستش را مي‌گيري و بلند مي‌شود، راحت مي‌شوي.


او خودت بودي که نمي‌توانستي بلند شوي. در آيينه، خودت بود. تا توجه‌ات طرف او رفت ديدي او خودت هستي. لذا او را علاج مي‌کني. دستش را مي‌گيري و بلند مي‌کني و راحت مي‌شوي. او هم خوشحال مي‌شود. مطلب را بيش از حد شکافتم. ان‌شاءالله طوري که خداوند از محبت و ولايت به شما عطا کرده است آن را به شما نشان مي‌دهد که آن نور همه جا حامي و مراقب و مواظب است.

کتاب طوبي محبت؛ جلد۳ –صفحه یکصد ونه

 

برای مشاهده مطالب دیگر بخش اخلاق وعرفان کلیک نمائید

 

عضویت در کانال تلگرام طوبای معرفت/ کلیک نمائید

 

بازگشت به صفحه اصلی

همچنین ببینید

آثار خیرات وهدایای ما برای اموات

آثار خیرات وهدایای ما برای اموات

آثار خیرات وهدایای ما برای امواتاز متن روایات چنین برداشت می شود که در برزخ …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.